واجد على خان
49
علم الأبدان ( فارسى )
با وى ملاقات كردم و از صحبت او خيلى محظوظ گرديدم مولف را ازين مشاهده بيقين رسيده كه تصريح جالينوس صحيحست كه روح از هواى مستنشق پيدا مىشود فائده مراد از روح آنچه نزد اطبّاست اينست كه مذكور شد اما روح آنچه در كتب الهى مذكور شده زبان صاحب شرع بفرمان قل الروح من امر ربى از شرح و بيان آن ساكت شده و در محاورهء فلاسفه روح مسمىست بنفس ناطقه و جمهور حكما عقل را نفس ناطقه گويند و واضح باد كه چون قوى شده است قوت نفسانى و قوت حيوانى و قوت طبعى و هر واحدى بجاهلى محتاجست لهذا خالق بيچون سه روح آفريده يكى روح طبعىست كه مولد آن كبدست و از كبد بذريعه آورده يعنى رگهاى ناجهنده بسائر بدن نافذ مىشود دوم روح حيوانىست كه مولد آن قلبست و از قلب بذريعهء شريانها اعنى رگهاى جهنده به تمام اعضا مىرسد سوم روح نفسانىست و مولد آن دماغست و از دماغ بذريعهء اعصاب بانتهاى اعضا نفوذ مىكند و اين هر سه روح مركب هر سه قوىاند مركب قواى نفسانى روح نفسانىست و مركب قواى طبعى روح طبعى و مركب قواى حيوانى روح حيوانىست بيان افعال بدانكه افعال از قوى صادر مىشوند و افعال بر دو گونه است مفرد و مركب مفرد آنست كه بيك قوت تمام شود چون جذب و امساك و هضم و دفع كه از قواى جاذبهء و ماسكه و هاضمه و دافعه باتمام مىرسد و مركب آنست كه به دو قوت تمام شود چنان كه نفوذ غذا زيرا كه نفوذ غذا بر وفق طبيعت به دو قوت تمام شود يكى دافعه منجذب عنه دوم جاذبه مجذوب اليه و ازين قبيلست ازدراد اعنى بلع و وى نيز به دو قوت انجام مىشود يكى جاذبه طبعى دوم دافعه ارداى همچنينست شهوت طعام كه وى نيز به دو قوت وجود مىگردد يكى جاذبه طبعى دوم قوت حساسه كه در فم معده است امّا اسنان بحسب تغيرات ظاهره من اول العمرانى آخره چهار درجه دارد اول سن نموّ وى آنست كه نموّ در وى دائم باشد و نهايت اين قريب بسى سالست و اين را سن حداثت نيز مىگويند اعنى پيدا مىشود ماده درين عمر زياده از تحليل بايد دانست كه ظهور نمو تا بست سال پر ظاهرست و بعد از ان نيز شك نيست كه انسان را جمال و كمال در ترقى مىباشد و اين دلالت دارد بر عدم وقوف ناميه و از انست كه طواحن ساقط مىشوند